محمد رضا واليزاده معجزى

139

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

كه موضوع [ . . . مسافرت رضا شاه ] به لرستان جهت افتتاح راه سراسرى كه آن موقع موسوم به راه اتصال دو دريا بود ، پيش آمد . شهردارى جوان خرم‌آباد به دستور سپهبد امير احمدى يك گلدان بسيار عالى كار هنرمندان اصفهان به وزن هزار و دويست مثقال به مبلغ دو هزار تومان خريدارى نمود و يك طاق نصرت بسيار زيبا و مزين در محسن‌آباد ( محلى كه بعدا شهربانى در آن‌جا ساخته شد ) در مقابل چادرپوش سلطنتى كه به خاطر پياده شدن رضا شاه و قطع نوار سه رنگ مربوط به افتتاح راه در آن‌جا برافراشته شده بود برپا كردند و قرار بر اين شد كه بعد از عرض خير مقدم آن گلدان تقديم شود . ما چون جريان مسافرت و تشريفات ديگر را جزو وقايع سال 1307 به تفصيل نگاشته‌ايم ديگر چيزى به مطالب بالا نمىافزاييم . تنها چيزى را كه بايد به اين قسمت از تاريخ لرستان بيفزاييم كنترل عجيب و فوق تصورى بود كه رضا شاه چه در ايام نخست‌وزيرى و چه در زمان سلطنت بر جريان كارها داشت و فرماندهان وقت از بيم وى دائما مواظب رفتار خود بودند و بنده صريحا و بدون ملاحظه عرض مىكنم كه همين امير احمدى چنانچه از عواقب اعمال خود بيمناك نبود دمار از روزگار لرستانيان برمىآورد . معروف است كه بعد از كشتن جمعى از لرستانيان مشاراليه عازم تهران گرديد و بعد از رفتن او مردم سر به طغيان برداشتند و شاه‌بختى ، جانشين او را محاصره كردند . كار به جايى رسيد كه [ امير احمدى از ] سردار سپه [ تقاضا مىكند كه ] يكى دو فوج به نيروى لرستان بيفزايد . سردار سپه از اين تقاضا به خشم آمده و با لحن شديدى به امير احمدى جواب منفى مىدهد و مىگويد : بيرحمى و آدمكشى تا كى ؟ چرا به جاى تقويت نيرو جهت تاسيس مدارس جديد و فرستادن مدير و معلم از من كمك نمىخواهى [ ! ] مرحوم قوام دفتر خرم‌آبادى گزارشى از بعضى كارهاى امير احمدى به شخص سردار سپه داده بود ظاهرا بدون امضا و به نحو مستعار . اين گزارش موجب خشم وى شده و از امير احمدى خواسته بود كه قضايا را صريحا به عرض برساند . امير احمدى موقعى كه دريافت تقديم اين شكوائيه از ناحيه قوام دفتر بوده سخت به دست و پا افتاده و در مقام استمالت و تحبيب قوام دفتر برآمده و سوگندش داده بود كه از اين شوخىها با او نكند زيرا به بهاى همه‌چيزش تمام مىشود . خلاصه كلام آنكه امير احمدى و فرماندهان ديگر چنان بيم و هراسى از بازخواستهاى سردار سپه در دل داشتند كه حدى بر آن متصور نيست .